هر آدمی به هر دلیلی در بازههای مختلف زندگی اش ممکن است یه سری از ادم ها قهرمان زندگی اش شود، و اون ادم رو خیلی دوست داشته باشه و همیشه با یه حس خوبی ازش یاد کند…!!
گاهی اوقات ما در زندگی و براساس شرایط محیطی و احساساتی ک تجربه میکنیم یه سری از افراد برای ما خیلی مهم میشن و دوست داریم همیشه در کنارشون باشیم باهاشون کار کنیم و حتی باهاشون زندگی کنیم و حتی شاید اون ادم بعد از مدتی خدای ما شود و او بت زندگی ما بشه، بعدش ک جلوتر میریم ممکنه بنا به هردلیلی از اون افراد دور بشیم و برای مدتی کنار اون افراد نباشیم و این ور ما هم همچنان با افراد جدیدی اشنا میشیم و تجربههای جدیدی به دست میاریم. وقتی بنا به هر دلیلی دوباره اون افراد رو در زندگی خودمون تجربه می کنیم میبینم که دیگه اون افراد مثل گذشته برات جذاب نیستن، مثل گذشته برات هیجان انگیز نیستن ..
اینجا است که تو باید در مورد افرادی که قهرمان زندگی خودت کردی یه تجدید نظر کنی و یاد بگیری که همیشه خودت قهرمان خودت باشی، و همیشه به دنبال کشف کردن خودت باشی چون هیچ دنیای هیجان انگیزتر از کشف کردن خودت و پیدا کردن خودت در میان شلوغیهای زندگی نیست…. میدونم سخته! اما شدنیِ!
یادمان باشد..!
پی نوشت: البته که ما همیشه باید قدردان افرادی باشیم که یک زمانی حامی و حمایتگر ما بودن، هدف این پستم این بود که یاد بگیریم که ادماها را در هر دهه و قرنی که زندگی کردن و زندگی میکنند برای خودمون بت نکنیم… بلکه از آدم ها یاد بگیریم اینکه از آدما یاد بگیریم خیلی متفاوت از اینه که اونا رو بت کنیم چون بت کردن ادما ما رو از خودمون دور می کند
یادمه تو کتابی به اسم “تکه های از کل منسجم” اثر پونه مقیمی می خوندم اگر در رابطه هایت دیدی که یک فرد دارد تو رو بت خودش میکند بترس! چون آدما یه روزی از بتهایی زندگیشان خسته می شوند چون یه روزی متوجه میشن که از دست بت زندگیشان هیچ کاری ساخته نیست و برای همین یا به دنبال بت دیگهای میگردند یا تو رو خواهند شکست ! همین😊
آدم های زندگی من دوستتان دارم و ممنونم به خاطر درسهایی که در زندگی به من دادید❤️

